تبليغاتX
0px; top:0px;"> برای گرفتن کد لوگو کلیک کنید←جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم حمایت از مهندس موسوی مرداد1388 او و کتاب هایش


او و کتاب هایش

او از دنیای کتاب ها و واژه ها می نویسد.

ازت متنفرم واقعا متنفرم٬ فکر کردم همه باهات دشمنی دارند که از تو بد می گند اما بهم ثابت شد که از تو کثیفتر وجود نداره برای رسیدن به پول حاضری هر غلطی دلت می خواد بکنی کثافت دروغگو دیگه نمی خوام ریخت نحست رو ببینم. اهه!

ازت متنفرم داریوش.ب.

نوشته شده در 3 Nov 2009ساعت 4 PM توسط دانای کل| |

نیروی اینرسی٬ نیروی گریز از مرکز و نیروی کریولیس وجود خارجی ندارند. عاملی آن ها را ایجاد نمی کند و به جسمی وارد نمی شوند. آن سه شگردی هستند که توسط بشر ابداع شده برای حل مسایل فیزیک و تنها از دید جسم غیر لخت قابل توجیه هستند. در آموزش مفهومی و استاندارد دینامیک٬ هیچ گاه نامی از این سه برده نمی شود.

پ.ن: مامان! به این می گن خانه ای روی آب!

نوشته شده در 14 Oct 2009ساعت 3 PM توسط دانای کل| |



آقا کامران خان دانشجو ( زید الله دغدغه فی الدین ):

تــــــــــــــــــــــنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا دغدغه ی من دین است.

پ.ن: اعتماد ملی خدا بیامرز!

پ.ن2: می دونی، خیلی حس خوبیه که حتی یک درصد هم نتونی آینده ات رو پیش بینی بکنی! واقعا آدم به مرز جنون می رسه.

پ.ن3: هیچ وقت به اندازه ی الآن دلم نمی خواسته بذارم و برم. دیگه هم برنگردم.

چند ثانیه بعد: اصلا مهم نیست که طی تحقیقاتی که از سال 1929 شده، به این نتیجه رسیدن که هوش و پیشرفت های علمی با اعتقادات مذهبی کاملا رابطه ی عکس داره!

پ.ن4: خیزید و خز آرید که هنگام خزان است....

نوشته شده در 10 Sep 2009ساعت 1 PM توسط دانای کل| |

پس چرا زمستون نمی آد؟ من دلم برای پاییز و زمستون تنگ شده!

من از بهار و تابستون متنفرم.

پ.ن: اولین پادشاهیه که با یه پادشاهم!

نوشته شده در 1 Sep 2009ساعت 8 PM توسط دانای کل| |

ببین٬ سعی کن بفهمی. دست خودم نیست٬ نمی تونم نگات نکنم. چون دوس ـ ت دارم. اوکی؟
نوشته شده در 29 Aug 2009ساعت 8 PM توسط دانای کل| |

خاطره. مثل. یه. پیچک. می پیچه. رو. تن . خسته م.
نوشته شده در 28 Aug 2009ساعت 9 PM توسط دانای کل| |

جنس.مذکر.باهوش.و.غیر.قابل.اعتماد.است.

سوال: هوش=غیرقابل اعتماد بودن؟

نوشته شده در 9 Aug 2009ساعت 8 PM توسط دانای کل| |

I prayed that the days would last, they went so fast...!

من از
نگاه_فروخفته در سکوت؛
من از
سکوت _ فرومرده در نگاه،
می ترسم!!

نوشته شده در 3 Aug 2009ساعت 8 PM توسط دانای کل| |

خوب٬ امروز خیلی خیلی روز فوق العاده ای بود. دو تا انسان واقعی رو دیدم: فرشید و آزاده. دو تا آدم کاملا متفاوت چه از نظر سنی٬ فرهنگی٬ شغلی و نوع رابطه ای که من باهاشون داشتم. ولی واقعا جفتیشون را عاشقم!

آقای فرشید م٬ خیلی بیستی. یعنی از اون آدمایی هستی که حتی یه دونه نقطه ضعفم نداری. لطفا همیشه باش!

پ.ن: چقدر خوبه که هیچ کس اینجا نمی آد!

نوشته شده در 26 Jul 2009ساعت 7 PM توسط دانای کل| |

Last night I dreamt of San Pedro
Just like I'd never gone, I knew the song
A young girl with eyes like the desert
It all seems like yesterday, not far away

Tropical the island breeze
All of nature, wild and free
This is where I long to be
La isla bonita
And when the samba played
The sun would set so high
Ring trough my ears and sting my eyes
...Your Spanish lullaby

نوشته شده در 23 Jul 2009ساعت 3 PM توسط دانای کل| |


Design By : Night Skin